تبليغاتX
سیاسی
این در حالی است که حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان هر گونه اقدام از طرف میر حسین موسوی برای تشکیل حزب را غیر قانونی دانسته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در شنبه 1388/04/13 و ساعت 1:51 PM |
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در شنبه 1388/04/13 و ساعت 1:43 PM |
فيلترشکن هاي جديد براي کاربران داخل ايران ، لطفا به دوستان خود اطلاع دهيد
http://evin.4pu.com/
http://neda.evin.4pu.com/
http://bipedar.evin.4pu.com/
http://divar.evin.4pu.com/
http://iran.evin.4pu.com/
http://ftp.evin.4pu.com/
http://www.facebook.com/l.php?u=http%3A%2F%2Fmola.evin.4pu.com%2F&h=12d4ab5c4e77e51fefd3bd198f873285
http://sabz.evin.4pu.com/
http://www.evin.4pu.com/
http://zendan.evin.4pu.com/
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در شنبه 1388/04/13 و ساعت 1:42 PM |
Date:
03 July 2009
Time:
20:00 - 23:00
Location:
Festsaal Kreuzberg (Einlass ab 19 Uhr)
Street:
Skalitzer Str. 130 (Kreuzberg)
Town/City:
Berlin, Germany

+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 11:56 PM |
فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران : آرش حجازی تحت تعقیب پلیس بینالملل (اینترپل) است. آرش حجازی که در پرونده قتل ندا آقا سلطان به عنوان شاهد جنجال سازی کرده تحت تعقیب پلیس بینالملل (اینترپل) است
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 1:40 PM |
شورای نگهبان تحت حاکمیت رهبری متحد با حزب پادگانی همانگونه که پیش بینی می شد پس از هفده روز مقدمه چینی و دست و پا زدن سیاسی - تبلیغاتی، با همکاری نهادهای نظامی و امنیتی کشور که یک "کودتای نرم" را به "کودتایی سخت و خشن" تبدیل کرده اند، بالاخره آنچه را که آیت الله خامنه ای چند ساعت پس از انتخابات 22 خرداد 88 پسندیده بود، مورد تائید قرار داده است.

 آنچه در این انتخابات که قرار بود نام رئیس جمهور انتصابی اش در کمتر از دوازده ساعت اعلام شود، با انتخابات گذشته تفاوت داشت، این بود که پیامدهای اعتراضی آن به صورت خودجوش شکل می گرفت. انتخاباتی که از یک سو با حضور گسترده ی مردم، به ویژه جوانانی گرم می شد که عمدتا بار اول بود که رای می دادند و برای رای خود ارزش خاص و یگانه ای قائل بوده و هستند، و از سوی دیگرحضور نامزدهایی که قصد نداشته و ندارند زیر بار انتخاباتی فرمایشی بروند و صیانت از آرای مردم را به دست خدا بسپارند. این ها نکات مهمی بود که رهبری و حزب پادگانی در سناریوی خود نادانسته از کنارش گذشته بودند.

 آن ها گمان می کردند که این بازی نیز چون چند انتخابات گذشته است. تصورشان این بود که همه چیزبه راحتی پیش خواهد رفت و نتیجه ی "انتخابات فرمایشی" و "انتصابات" را در روندی به ظاهر دموکراتیک پیش می برند و اعلام می کنند. در این میان اصلاح طلبان هم بدون چون و چرای توام با مقاومت، به آن گردن می نهند. البته با تشکیل شدن کمیته های صیانت از آرا توسط ستاد های انتخاباتی موسوی و کروبی، حاکمیت این فرض را هم در نظر گرفته بود که امکان دارد برای مدتی محدود، مقاومت و حتی اعتراض های قانونی شدیدی وجود داشته باشد. بر این اساس بود که از گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر الگو گرفتند که "دروغ را آن قدر بزرگ بگویند تا کسی جرات نداشته باشد آن را باور نکند".

 چنین بود که اجرای شوی تبلیغاتی - تلویزیونی آن را به احمدی نژاد سپردند که ید طولایی در این زمینه دارد تا با بیان دروغ های شاخ دار سخن هایی بگوید که مرغ مرده را هم در ماهیتابه به خنده وامی دارد و آمارهایی ارائه دهد که هردانش آموز دبستانی نیز کذب بودنش را درک میکند. البته برنامه ریزان این انتخابات نمی دانستند که این "سرکنگبین" این بار " سرما فزاید" و حرف ها و نکته های به اصطلاح فنی "شومن برنامه ی انتخاباتی"، دست مایه ی خنده و شوخی ملت قرار خواهد گرفت. ماجرایی که اینک پیامدش بی آبرویی شدید احمدی نژاد تا آخر عمر،چه در مقام رئیس جمهور انتصابی و چه در هر جایگاه عادی در داخل و خارج ایران، شده است.

 این واکنش طبیعی مردم و شکل گرفتن موج سبز گسترده و فزاینده در کشور، حاکمیت را چنان ترساند و نگران ساخت که خیلی زود به این نتیجه رسید که اگر این موج اصلاحات ادامه یابد قادر نیست جامعه را حتی برای یک هفته بیشتر- در شرایط به دور دوم رسیدن انتخابات- مهار کند. در نتیجه، رهبری و حزب پادگانی به این جمعبندی رسیدند که دروغ باید بسیار بزرگ تر از گذشته باشد و تفاوت آرا فراتر از ده میلیون و اعلام آن خیلی سریع و قاطع. نتیجه آن شد که "کودتای نرم" به "کودتای سخت و خشن" تغییر ماهیت داد؛ مجاری ارتباطی از روز انتخابات قطع و از فردای آن تشدید شد؛ بگیر و ببندهای گسترده و دامنه دار آغاز گردید؛ نیروهای مسلح و خشن تحت رهبری نظامیان به خیابان ها سرازیر شدند؛ و هنوزخورشید ندمیده اعلام گردید که برنده ی انتخابات کیست و چند ساعت بعد از آن هم دستور نواختن مارش پیروزی توسط آیت الله خامنه ای داده شد.

 اما از نگاه نویسنده، این خود اول بدبختی و درماندگی نظام بود. چون، از یک سو هر دو نامزد جبهه اصلاح طلب حتی زیر فشار هشدارهای حضوری هیات ویژه ی کمیسیون امنیت ملی مجلس و تهدیدهای مستقیم وزیر اطلاعات، بر خواسته های برحق خویش یعنی "ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن" پای فشردند و از سوی دیگر یک اپوزیسیون سی میلیونی به صورت خودجوش در داخل و خارج ایران به مقاومتی شگفتی ساز دست زد و روش هایی برآمده ازشعار ها و روش های انقلاب 57 را برای بیان مخالفت خود به کار گرفت که نظام و رهبری را در عمل خلع سلاح کرد و مجبور ساخت که به سیاست "تهدید و تحبیب" روی آورند و حتی شمشیر از نیام برکشند و بر فرق نامزدها و ملت بکوبند. اقدامی که هنوز در" ابتدای کار" آن قرار داریم.

اما چرا می گویم این ابتدای کار است، فکر می کنم که دلایلش به اندازه ی کافی روشن است. خلاصه اینکه:

 اول - نظام اولین بار است که در حیات سی ساله ی خود انتخاباتی را برگزار می کند که دو نامزد اصلی آن حاضر نیستند به هیچ وجه نتیجه ی "انتصابات" را بپذیرند، سخن رهبری را "فصل الخطاب ماجرا" بدانند و به طرف به ظاهر پیروز تبریک بگویند. این امر موجب شده است که موسوی و کروبی با سابقه ی روابط بهتری که با آیت الله خمینی داشته اند تا آیت الله خامنه ای با رهبر انقلاب، همراه با شخصیت های برجسته ی مذهبی و سیاسی نزدیک تربه بنیانگذار جمهوری اسلامی، در میدان مخالفت آشکار با ریاست جمهور انتصابی و نظام مبتنی بر "ولایت مطلقه فقیه" مبتنی بر استبداد فردی قرار گرفته اند.

دوم - مردم نه تنها نتیجه ی انتخابات را قبول ندارند، بلکه با مقاومت حاکمیت در برابر خواست اکثریت مردم، به ویژه نحوه ی عمل فرمانبردارانه ی شورای نگهبان، اصل نظام و رهبری آن را هم بیش از پیش زیر سوال برده و خالی از مقبولیت و مشروعیت لازم می دانند. آن ها این نظر را در تظاهرات روزانه ی خرد و کلان خویش، و به ویژه هر شب در یک" سمفونی شبانه" که شاه بیت آن بانگ "الله اکبر" است و شعار اصلی آن "مرگ بر دیکتاتور"، بیان و تکرار می کنند.

سوم - مشروعیت خارجی نظام است که چنان زیر سوال رفته که بعید است به جز آن گروه از کشورهایی که به دلیل منافع سیاسی و اقتصادی خاص خود با جمهوری اسلامی کنار می آیند، عمده کشورهای جهان به ویژه دموکراسی های بزرگ شناخته شده که ایران به آن ها نیاز عمده دارد، حاضر شوند احمدی نژاد را به عنوان نماینده ی منتخب مردم ایران به رسمیت بشناسند و افکار عمومی ملت ایران و شهروندان خود را با پذیرش "رئیس جمهور انتصابی" علیه خویش بشورانند.

 با توجه به این مسائل باید بپذیریم که در این سناریو از ابتدا قرار نبوده است که شورای نگهبان نظری خلاف خواسته ی رهبری و حزب پادگانی بیان کند. آنچه که شورای نگهبان انجام داد تنها تلاش مذبوحانه ای برای مشروعیت بخشیدن به انتخابات 22 خرداد 88 و مجبور کردن نامزدهای اصلاح طلب به تائید نتیجه ی از پیش تعیین شده ی آن بود که خوشبختانه در هر دو مورد شکست خورد.

 بر این اساس، آن گروه از دوستان، به ویژه جوانان پرشوری که به تداوم راهی که انتخاب کرده و بر آن پای می فشارند با اعلام نظر شورای نگهبان دچار بدبینی و تردید شده اند، نباید فکر کنند که کار از کار گذشته است. آن ها باید بدانند که بازی تمام نشده و تازه اول کاراست و تاریخ چیز دیگری رقم خواهد زد و آینده از آن آنهاست.

 بد نیست نگاهی هم به کتاب "زرتشت، نیچه" بیندازیم و آن جا که این سخنان می آید:

"برادران آنچه من در انسان دوست دارم این است که او فراشدی ست و فروشدی.... و در شما نیز برادران بسیار چیزها هست که در من مهر و امید می انگیزد!

این که شما نومید گشته اید، بسی چیزها در این نومیدی احترام انگیز است. زیرا شما نیاموخته اید که چگونه خود را تسلیم کنید. شما نیاموخته اید زیرکی های حقیر را. زیرا امروز مردم کوچک سروری یافته اند و تسلیم و رضایت و زیرکی و زرنگی و حسابگری و چه و چه های فضیلت های کوچک را موعظه می کنند".

 

+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 1:37 PM |
فدراسیون جهانی روزنامه نگاران (International Federation of Journalists)، بزرگترین سازمان روزنامه نگاران در جهان، با اشاره به مخفی شدن اجباری رهبران اتحادیه روزنامه نگاران ایرانی از ترس جان خود، از سران ایران خواسته است که به تهدید و ارعاب علیه رسانه های محلی و بین المللی پایان دهند.



.....................................................


رهبران فدراسیون جهانی روزنامه نگاران نامهای فرستادهاند به محمود احمدی نژاد که اخیراً در یک انتخابات سؤال برانگیز دوباره به عنوان ریاست جمهوری ایران برگزیده شد، که منجر به وقوع اعتراضهای گستردهای در هفته اخیر شد. فدراسیون در این نامه به ویژه نگرانی خود را نسبت به سرنوشت کریم ارغندهپور اعلام کرده است، که یکی از روزنامهنگاران بنام ایرانی و از اعضای هیأت مدیره بینالمللی منتخب فدراسیون جهانی روزنامهنگاران است. از زمان دستگیری او در سرکوب دولتی متعاقب اعتراضهای عمومی علیه انتخابات ریاست جمهوری، کسی از سرنوشت آقای ارغندهپور اطلاعی ندارد.
علی مزروعی، رئیس انجمن صنفی روزنامهنگاران ایرانی، یکی دیگر از روزنامهنگارانی است که در اختفا به سر میبرد. جیم بومِلا، رئیس، و آیدن وایت، دبیرکل فدراسیون جهانی روزنامهنگاران در نامه خود به رئیس جمهور ایران نوشتهاند که: «مثل سایر رهبران روزنامهنگاران، آقای علی مزروعی میترسد که به خاطر حمایت قاطع خود از روزنامهنگاران و حق آنها برای کار مستقل، هدف مسئولان دولتی قرار بگیرد.»
روز دوشنبه مقامات دولتی ایران به دفاتر کلمه سبز، روزنامه حامی میرحسین موسوی وارد شدند و تمام کارکنان حاضر در ساختمان این رسانه را دستگیر کردند. مطابق گزارشها، مأموران امنیتی ایران هم اکنون در تحریریههای خبری روزنامههای مستقل مشغول کنترل و سانسور مطالبی هستند که برای چاپ فرستاده میشود. روزنامهنگاران ایرانی تهدید میشوند که در صورت صحبت کردن با رسانههای خارجی دستگیر خواهند شد. همچنین تأیید شده است که در آخر هفته گذشته، لاسون آتناسیادیس، روزنامهنگار یونانی که برای واشنگتن تایمز گزارش تهیه میکرد، دستگیر شده است.
فدراسیون جهانی روزنامهنگاران معتقد است که هدف قرار دادن رسانهها، دستگیری خودسرانه روزنامهنگاران ایرانی، و محدودیتهای بیسابقهای که این روزها به رسانههای خارجی تحمیل میشود، از جمله مسدود کردن سایتهای اینترنتی، نقض گسترده تعهدات ایران در احترام به حقوق بشر و آزادی بیان تحت قانون اساسی ایران محسوب میشود. فدراسیون جهانی روزنامهنگاران هشدار میدهد که محدودیتهای تحمیل شده بر رسانههای خارجی، تهدیدی است در امر بازگو کردن واقعیت آنچه در ایران رخ میدهد.
فدراسیون جهانی روزنامهنگاران خواهان آن است که بیدرنگ به این نقض حقوق پایان داده شود و تمام روزنامهنگاران زندانی آزاد شوند. در نامه فدراسیون جهانی روزنامهنگاران به احمدی نژاد آمده است که: «ما از شما میخواهیم که امنیت تمام روزنامهنگاران ایرانی را تضمین کنید تا همه آنها بتوانند بدون ترس از دستگیری و ارعاب به کار خود باز گردند.»
فدراسیون همچنین از سازمانهای عضو خود در 123 کشور جهان خواسته است که از مقامات ایران بخواهند که «فضای تیره و ناامنی را که بر روی زندگی روزنامهنگاران ایران سایه افکنده است برطرف کنند.»

برای اطلاعات بیشتر با تلفن شماره 3222352207 تماس بگیرید.

فدراسیون جهانی روزنامهنگاران بالغ بر 600٫000 روزنامهنگار از 123 کشور جهان را نمایندگی میکند.



در خاتمه، ما ابراز امیداوری میکنیم که مردم ایران، فارغ از هرگونه مداخلات خارجی، سرانجام بتوانند در مسیر تأمین صلح، دموکراسی، و پیشرفت اجتماعی در کشور گام بردارند.

۲۹ ژوئن ۲۰۰۹ (۸ تیر ۸۸)

+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 1:35 PM |
http://www.youtube.com/watch?v=ElBoCBUx0kM&eurl=http%3A%2F%2Fwww%2Efacebook%2Ecom%2Fhome%2Ephp%3Fref%3Dhome&feature=player_embedded
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 1:33 PM |

شبحی در حال تسخیر خیابان است، شبحِ «مردم»...

شهردار تهران می‌گوید جمعیتی که در 25 خرداد به خیابان آمدند، مردم بودند اما بعد از آن کسانی که به خیابان آمدند، آشوب‌طلبان و قانون‌شکنان بودند.

راست آن است که از منظر دولت، جمعیتی که در 25 خرداد به خیابان آمدند، جملگی قانون‌شکن بودند، چون مجوزی برای آمدن به خیابان نداشتند. میرحسین موسوی بارها و بارها ماده‌ای قانونی را به رخ دولت و نظام کشیده است: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرطی که مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است». چنان که پیداست به موجب این قانون، برای برگزاری اجتماع، تظاهرات و راهپیمایی و در یک سخن آمدن به خیابان، نیازی به اخذ مجوز از هیچ مرجع قانونی نیست ولی شاید حق با وزارت کشور باشد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 1:30 PM |
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 1:26 PM |
بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»
با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.
ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.
آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛
آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...
با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!
این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟
رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟
چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :
1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.
2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.
3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.
4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.
6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.
7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.
8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.
مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.

مهدی کروبی
09/04/1388

+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 12:26 PM |
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 12:25 PM |
محمد قوچانی، سردبیر و روزنامه نگار نشریات زنجیره ای هم در اعترافاتش به حضور خود در دوره های آموزشی انقلاب های مخملی در یکی ازکشورهای خلیج فارس به همراه مادر زن و همسر خود اعتراف کرده و حتی از اجرای آزمایشی این برنامه ها در سمنان خبر داده است.
سایت اصولگرای جهان نیوز نوشت:
هر چند نزدیکان افراد اصلاح طلب دستگیر شده با فرار به جلو سعی در وارونه نشان دادن اعترافات کسانی چون تاج زاده، قوچانی، ابطحی و هدایت آقایی دارند اما قرائن و شواهد موجود نشان از آن دارد که اغلب این افراد با برنامه ای دقیق و آموزش هایی اساسی برای براندازی نظام تعلیم دیده بودند.

به گزارش جهان، معاون سابق سید محمد خاتمی که با عرصه وبلاگ نویسی تا حدودی خود را در جریان فضای سیاسی کشور تعریف کرده بود در اعترافات اشک آلود خود نکات جالب توجهی را افشا کرده است. وی که از خلع لباس شدن خود استقبال هم کرده است رسما به تحریک مردم و جوانان به انجام اغتشاش و آشوب های رسانه ای و ایجاد تشنج در فضای سیاسی کشور اعتراف کرده است.

اما در دیگر سو، یکی از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی که به دلیل دست داشتن در اغتشاشات دستگیر و تحویل قانون شده است در اعترافاتی بی سابقه پرده از فعالیت هایی برداشته است که با هزینه های کلان و برای براندازی نرم و حتی براندازی مستقیم و مردمی نظام طراحی شده بود.

این در حالی است که فیلم ضبط شده اعترافات این فرد در حال آماده شدن برای پخش از صدا و سیما است ولی فشارهای بسیاری برای پخش نشدن آن به مسئولان رسانه ملی و دیگر نهادهای مسئول در حال وارد شدن است.

بر اساس این گزارش، محمد قوچانی، سردبیر و روزنامه نگار نشریات زنجیره ای هم در اعترافاتش به حضور خود در دوره های آموزشی انقلاب های مخملی در یکی ازکشورهای خلیج فارس به همراه مادر زن و همسر خود اعتراف کرده و حتی از اجرای آزمایشی این برنامه ها در سمنان خبر داده است.

هم چنین یکی از اعضای مرکزیت جبهه مشارکت که از تندروترین افراد این حزب به شمار می رود اعترافات و افشاگری هایی کرده که هم قطاران و دوستان خود را به شدت آشفته و نگران کرده است.
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 12:23 PM |
alt
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 12:19 PM |
+ نوشته شده توسط بهادر نیکفر در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 11:52 AM |
bahador nikfa